كنگره بزرگداشت مقدس اردبيلى ( 1375 ش : قم و اردبيل )
38
مقالات كنگره محقق اردبيلى ( مقالات ) ( فارسى )
5 - حكم به طهارت در اين گونه موارد به صرف دليل « اصل نفى عسر و حرج » معنى ندارد بلكه يا بايد عصر تا جايى كه امكان دارد واجب باشد و يا كلا معفو عنه باشد . 6 - مسلما با عصر و فشردن متعارف ، تمام آب داخل شئ نجس خارج نمىشود و شاهد آنكه ، اگر كسى كه از قوت و بازى بيشترى برخوردار است ، همان پارچه يا لباس فشرده شده توسط يك فرد ضعيف را ، دوباره بفشرد ، مشاهده مىكنيم كه از آن قطرات آب زيادى فرو مىچكد ( در حالى كه با فشردن فرد ضعيف ، به زعم او ديگر آبى در شئ متنجس باقى نمانده بود . ) اكتفا به عصر فرد ضعيف و قول به طهارت و سپس با وجود فرد قوى ، قول به نجاست در صورت عدم عصر ، مشكل است . سپس مىآورد : خلاصه ، براى وجوب عصر جز حكم به نجاست آب موجود در شئ متنجس با امكان اخراج آن و از سوى ديگر اخراج آن نيز فقط با عصر ممكن است ، دليل ديگرى نيافتيم . لكن اين دليل تمام نيست . چرا كه قبول نداريم كه اخراج آب جز با عصر و فشردن ممكن نباشد ، ( بلكه اخراج آن از طريق ديگرى ، مثل خشك شدن در آفتاب نيز ممكن است ) و از طرف ديگر ، قول به وجوب عصر ، طبق محذورات بيان شده نيز مشكل است . آنگاه پس از بيان موارد فوق و نكاتى ديگر مىفرمايند : اصل برائت و نيز قاعده نفى حرج و اصل سهولت تأييدى بزرگ بر عدم وجوب عصر به شمار مىآيند . در اين صورت ادلهاى كه نجاست آب قليل را در ملاقات با شئ نجس مىرساند ، در مقام جمع ، بايد به غير از موارد تطهير اشياى متنجس تخصيص زد . محقق پس از بيان نكاتى پيرامون آن مستعمل و مسأله عصر در ادامه مىفرمايند :